کشف سر امام حسین (ع) در مبارکه اصفهان

اوائل انقلاب اسلامی ایران (مابین سال 1371 تا 1375 هجری شمسی) در مبارکه اصفهان زنی ادعا کرد: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در خواب دیده و داستان خواب خودساخته اش را اینگونه نقل کرد:

نیمه های شب خواب دیدم حضرت فاطمه زهرا(س) به خانه ام آمد، به آنحضرت سلام کردم اما از روی ناراحتی سرش را برگرداند و جوابم را نداد. عرض کردم چه ناخدمتی از من سر زده که جواب سلامم را نمی دهید؟ حضرت فرمود:  برای اینکه سر فرزندم حسین تو تنور تو دفن است و تو با روشن کردن آتش توی تنور،  حسینم را عذاب می دهی و به او بی احترامی می کنی.

من از خواب بیدار شدم ولی به آن اعتنا نکردم .شب بعد باز همان خواب را دیده و همان سوال را مطرح کردم و همان جواب را شنیدم و بیدار شدم و اعتنا نکردم؛

سرانجام  شب سوم  (برای سومین بار) حضرت فاطمه(س) را در خواب دیدم و سلام کردم و آنحضرت از روی ناراحتی از من رو برگرداند و جواب سلامم را نداد وهمان سؤال را مطرح کردم و همان جواب را شنیدم؛ آخر حوصله ام از تکرار این جواب سر رفت و عرض کردم:  قربانت گردم آخر کدام سر؟ چه سری؟ کو سر امام حسین؟ من که تا کنون چهل سال است توی این تنوردارم نان می پزم ولی سری ندیده ام؟

در این حال حضرت فاطمه(س) به طرف تنور اشاره کرد و گفت همین سر را می گویم درست نگاه کن. در این حال دیدم نوری سبز از تنورم بالا می رود. هراسان از خواب بیدار شدم و دربیداری نیز باچشم خود همان نور را دیدم؛ به سرعت بالای تنور رفتم ناگهان کف تنور سری نور انی و غرق خون دیدم که  نور آن تا عرش اعلا زبانه می کشید و بالا می رفت. تا صبح  سر امام حسین و آن نور را مشاهده می کردم و اشک می ریختم  تا اینکه دیگر نتوانستم آن سر را ببینم.

بخاطر آنچه با چشم خود دیدم، مطمئن هستم سر امام حسین (ع) همین جا توی تنور من دفن است و هرگز توی این تنور آتش روشن نخواهم کرد.

پس از آنکه این پیر زن شیاد، خواب ساختگی خود را برای عوام الناس نقل کرد، به سرعت این خبر به  اصفهان و یزد و کرمان و شیراز و تهران و سایر بلاد رسید و سیل جمعیت، با سواری های آخرین مدل برای زیارت سر امام حسین (ع) عازم مبارکه  اصفهان شدند و شیادانی که با پیرزن همدست و همداستان بودند روی تنور را پوشاندند و آنرا به شکل قبر درست کردند و هر روز افراد ناشناسی را  از روستاهای دور دست می آوردند و بدون اینکه عیب و علتی داشته باشند؛ (طبق دستور) خود را به کوری و کری و لالی و دیوانگی و فلجی می زدند  و برای شفاگرفتن به تنور خولی!  متوسل می شدند و پس از یکی دو روز گریه و توسل نمایشی، ناگهان در میان انبوه جمعیت زائرین، سر و صدا و هاهو برپا می کردند و ادعا می کردند که  همین الآن امام حسین را دیده اند که دست بر سر شان کشیده  و آنها را شفا داده؛  و همین نمایشها، بر باور و ایمان و اعتقاد عوام الناس می افزود بگونه ای که سیل جمعیت زائرین، خیابانها و کوچه های مبارکه اصفهان را فرگرفته و بازار کسب و کار رونق گرفت. در این حال کمیته های جمع آوری کمکهای مردمی جهت ساخت گنبد و بارگاه «رأس الحسین»، در اطراف خانه پیر زن مستقر شدند و از زائرین نذورات و خیرات جمع آوری می کردند همین امر باعث بالا رفتن سیر تصاعدی قیمت  خانه و زمین های مبارکه شد و خانه آن پیرزن و خانه های اطرف آن هم قیمت طلا پیدا کرد.

شیادان برای ساختن گنبد و بارگاه و مرقد«رأس الحسین»، شروع کردند به خریدن و خراب کردن خانه های اطراف خانه پیرزن.

در این حال فریاد علما و ائمه جمعه و جماعات اصفهان و شیراز و سایر بلاد ، بلند شد مبنی بر این که: در هیچ کتاب تاریخی (حتی بی اعتبار ترین تواریخ ) نوشته نشده که سر امام حسین (ع) در مبارکه اصفهان دفن شده باشد و دنبال این شیادان خدانشناس نروید.

اما کسی به نصایح صادقانه علما اعتنا نکرد و همچنان سیل جمعیت برای زیارت و توسل و حاجت گرفتن وارد مبارکه اصفهان می شد و شیادان نیز مشغول جمع آوری پول و طلا و خرید منازل و تخریب و ساخت و ساز حرم امام حسین(ع) بودند.  در نتیجه دولت ناچارشد برای جلوگیری از این غائله و بساط شیادی، وارد عمل شود و پس از تذکر به زائرین و شیادان،  و پس از بی اعتنایی و مقامت گوساله پرستان، آتش جنگ و درگیری در مبارکه اصفهان شعله ور شد بگونه ای که نیروهای نظامی و انتظامی استان اصفهان ، قادر به مهار این فتنه نبود و از استانهای همجوار تقاضای کمک کردند؛ سراجام پس از چند روز جنگ و درگیری و کشته شدن شانزده نفر  و مجروح شدن عده زیادی از دو طرف و دستگیری پیرزن شیاد و همدستانش، غائله سامری را فرو نشاندند. و این واقعه درس عبرتی شد برای علما و دولتمردانی که جهل عوام الناس را دست کم گرفته  و فکر نمی کردند یک پیرزن شیاد به این راحتی آنها را در مسیر اهداف خود رو در روی علما و حکومت قرار دهد و چنین غائله عظیمی برپاکند.

لازم به ذکر است: هزاران پیرزن و آدم های شیاد در طول تاریخ چنین خوابهایی دیده و هزاران زیارتگاه و امامزاده را بر همین اساس در سرتا سر بلاد ایران بناکرده اند که حرم حضرت رقیه در سوریه یکی از همین امامزاده ها و زیارتگاه هاست که با خواب ابراهیم دمشقی کشف و اختراع و بنا گردیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۷ساعت 6:47  توسط عبد الله   |